نطق های اینجانب :))

متن مرتبط با «11 9 memorial» در سایت نطق های اینجانب :)) نوشته شده است

.9. در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «.9.» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. در پی ِ گشتن در اینستا با پست عزیز دلم مواجه شدهودیدیم زانیار جانم کسرت گذاشته باز بعد 7 ماه!آخرین باری ک کنسرت گذاشت شانس آوردم من رفتم چون بعد اون ممنوع شد!چون ی سایت اونور آبی بدون اجازش آهنگ جاذبه شو پخش کرده بوداین بدبخت از همه جا بی خبرم ممنوع...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از .11.

  • نیلوبلاگ

    اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «.11.» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پریروز با یکی از دوستام رفتیم امامزاده من نذر داشتمجلو در ک رسیدیم یکی از دوستانو دیدم.این دوست ما ازوناس ک خیلی دوس دارهبا تکذیب کردن نماز و روزه و چیزای دینیو اینا بگه ک روشن فکره!ب خودشم ربط داره،اعتقاد خودشه ولی...

    ادامه مطلب
  • .9.

  • نیلوبلاگ

    بی حالو حوصله و غم انگیزناک با لبو لوچه ی آویزون نشسته بودیم ک ناگهان! در پی ِ گشتن در اینستا با پست عزیز دلم مواجه شده ودیدیم زانیار جانم کسرت گذاشته باز بعد 7 ماه! آخرین باری ک کنسرت گذاشت شانس آوردم من رفتم چون بعد اون ممنوع شد! چون ی سایت اونور آبی بدون اجازش آهنگ جاذبه شو پخش کرده بود این بدبخت از همه جا بی خبرم ممنوع الکار شد تا این ماه :))) الان دوباره اوکی شد و خلاصه کلی من انرژی درونم وول وول کردو نیشم دقیقا تا چن مین اینجوری باز بود چیرایی ک دوس دارم حتی شده برا چن روز بم انرژی میدن... این سری دوس دارم با مامانم اینا برم چون مامانم علاقه ی شدیدی داره ...

    ادامه مطلب
  • .11.

  • نیلوبلاگ

    + خب میخوام ی کم غرغر کنم! پریروز با یکی از دوستام رفتیم امامزاده من نذر داشتم جلو در ک رسیدیم یکی از دوستانو دیدم. این دوست ما ازوناس ک خیلی دوس داره با تکذیب کردن نماز و روزه و چیزای دینیو اینا بگه ک روشن فکره! ب خودشم ربط داره،اعتقاد خودشه ولی ی سری چیزاش واقعا تو مخه! خلاصه دیدم با دختر خالش از در امامزاده اومدن بیرونو دیدمش گفتم به سلام مگه اینک اینجا ببینمتو اینا بعد ی کاره برگشت با ی لبخند مسخره گفت : نه عزیزم نرفتم امامزاده ک،اومده بودیم دستشویی! منم با ی لبخند گفتم اهان! ن ولی ما داریم میمیریم خود امامزاده :) واقعا ینی چی؟! تو خوبی ما امل؟ باشه.تو ب ...

    ادامه مطلب