خرید بک لینک
سلام!

نماز روزه هاتون قبول باشه دوست جان ها

خب مسلما دلیل ی ماه نبودنم امتحانای کوفتی بود ک دیروز تموم شد!

فقط ی پروژه مونده ک باید این هفته برم ارائه بدم

ترم تابستونی برمیدارم ک برای مهر سبک شه

فق موندم کاراموزیو الان بردارم یا بزارم ترم آخر ینی همون مهر

امروز اولین روز تابستون...

بینیم این فصل چ اتفاقای خوب خوبی برامون تو راه داره :)

برنامه ای ندارم جز ترم برداشتن

و اینک اون چیزی ک دلم میخواد دوس دارم همین تابستون حداقل استارتش بخوره!

و ایشالا ک میخوره...

* برا خودمون متاسفم ک انقد ب اطرافیان رو دادیمو لی لی ب لالاشون گذاشتیم

از جمله فامیل!

یادتونه ک گفتم مهمونی دوره ای داریم فامیلی بیرون؟

هر زمان ک بود ی تاریخ ب ما گفتن تشریف بیاردو مام گفتیم چشم

حتی اگه کاری کلاسی چیزی داشتیم

این سری نوبت ماست و ب خاطر این ک همه تهرانن مام رستورانو تهران گرفتیم

این ب کنار،دو هفته قبل بهشون خبر دادیم ک تشریف بیارید فلان تاریخ

دقت کنید دو هفته قبلش!!!

زنگیدن حالا ک آره رو چ حسابی اون تاریخ انداختین! اصن چرا انداختین فلان روز!

چرا نگفتین ب ماها تک تک ک تایید کنیم!!

آدم انقد بی فهم؟ انقد پررو؟!! ماها آدم نبودیم کار نداشتیم فق اونا داشتنو دارن!؟

ب مامانم گفتم ینی جوابشونو ندی دیگه من میدونمو تو!

والا،مامانم همش رو سایلنته کلا.اینام پررو ! ب قدری اعصابم بهم ریختا...

منم گفتم هرکی اومد قدمش رو چشم نیومدم ک دیگه جاش خالی!

مسخره های خودخواهه پررو...

* خدایا  همرو از شر دوستای تو مخ مصون بدار! آمین!

(داستانش مفصله شاید بگم بعدا )

* امروز یکم تیر...تولدش...اونقد سنگ دل نیستم ک تبریک نگم...

ولی کاش بودم! کاش مث ی سریا همه چی ب ... بود :|

*من جواب کامنتاتونو اینجا میدما،حتی ج کامنتای خصوصی،زیر کامنتاتون

حس میکنم ی سریا فک میکنن ندادم،ینی ندیدن.نیومدن ببینن

گفتم ک بدونید ی وقت فک نکنید بی توجهی کردم یا ج ندادم :)

*راسی امشب دعای مجیر خیلی ثواب داره دوست داشتید بخونید

* تابستونتون ب خیر و خوشی و آرامش و عشق و لبخـــ :) ــند

*خدایا شکرتــــــــــ ...

برچسب: نویسنده: مهدی احمدی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 21:52

صفحه بندی