خرید بک لینک

درباره سایت

نطق های اینجانب :))

آخرین مطالب

امکانات وب

+ خب میخوام ی کم غرغر کنم!

پریروز با یکی از دوستام رفتیم امامزاده من نذر داشتم

.11.

جلو در ک رسیدیم یکی از دوستانو دیدم.

این دوست ما ازوناس ک خیلی دوس داره

با تکذیب کردن نماز و روزه و چیزای دینیو اینا بگه ک روشن فکره!

ب خودشم ربط داره،اعتقاد خودشه ولی ی سری چیزاش واقعا تو مخه!

خلاصه دیدم با دختر خالش از در امامزاده اومدن بیرونو

دیدمش گفتم به سلام مگه اینک اینجا ببینمتو اینا

بعد ی کاره برگشت با ی لبخند مسخره گفت :

نه عزیزم نرفتم امامزاده ک،اومده بودیم دستشویی!

منم با ی لبخند گفتم اهان! ن ولی ما داریم میمیریم خود امامزاده :)

واقعا ینی چی؟! تو خوبی ما امل؟ باشه.تو ب روزی ما ن؟ باشه...

خوشحالم ی سری از ادما اصلا نزدیک و تو زندگی شخصیم نیستن...

+ در زمان حاضر با دوستم میخوایم بریم فیلم ابدویک روزو ببینیم.خیلی تعریفشو میکنن

فق امیدوارم اشکم نیاد :|

+ اینک حتی تیکه های فیلم ِ عروسیشَم دیدم!!!!

نمیدونم از خوش شانسیمه! یا از بدبختییم...!!

+ تو این روزا... این هوا... این بوی عطر گلا ک آدمو بیهوش میکنه انقد ک خوبه

خصوصا یاس... ک من عاشقشم!

این آسمون صاف و آبی ک از دیدنش سیر نمیشم...

ک فقط قدم زدنِ چن ساعته بدون مقصدو هدف میچسبه...

تو این روزا.. بی انصافیه ک تــــو نیستی!

برچسب: نویسنده: مهدی احمدی تاريخ: سه شنبه 3 شهريور 1405 ساعت: 2:00

صفحه بندی