خرید بک لینک
من از ی قسمتی سالی ی بارم رد نمیشمو کارم ب اونجا نمیوفته

امسال دو بار مسیرم افتاد

ک دومین بارش دیروز بود و ی چیز جالب برام پیش اومد

چن ماه پیش،بار اول،سوار تاکسی شدم،خسته کوفته،ی پسرم کنارم یود

ازین تیریپ هنریا و ریش و موی بلندو اینا...ک طبق حرفاش فمیدم دانشجو هنره

ب قدری این بشر انرژی داشت آخر شبی و اکتیو بود

ک ب زور لبخندو آورد ررو لب ماها و راننده

میگف چرا نمیخندین ؟ببینین من تئاترم جایزه برده خوشحالم

اما کلی قرض دارم و باید پول بدمو ندارمو

اقای راننده تورو خدا کرایه از من نگیر زیادتر گناه دارمو ... :))

خلاصه ک بیشتر رفتارای عجیبو بدون خجالتش آدمو ب خنده مینداخت

و ی عالمه پالس مثبت دادو رفت...

تا دیروز!رفتم سر ایستگاه تاکسی

دیدم ی پسره نیش باز با ادا و اطوار آشنا و ولی با ی دختر!

صدای قشنگیم داشت...هی حرف میزد

میگفتم خدایا من کجا اینو دیدم؟ چقد آشناس

تا اینک باز تو ی تاکسی باهم نشستیم.اینو دختره و من عقب

راننده ام آهنگ واویلا لیلی و گذاشته بود!

این شروع کرد بشکن زدن و حرفیدن ک فمیدم خودشه :)

دستای دختررو گرفته بود میگف دلت تنگ میشه؟

میگف من روحیم خیلی خرابه اما برا اینک دل بچه ها نلرزه

سعی کردم روحیه بشون بدم امروز!

میگف چرا حستو ب من نمیگی؟

دختره ام گف بعضی حسا گفتنی نیس..

راس میگف...باهاش کاملا موافق بودم

خلاصه ک دیروزم کلی پالس مثبت داد و ی جا باهم پیاده شدیمو

اونا ب راه خود منم ب راه خود...

ب قدری برام جالب بود ک دلم خواست بنویسمش...

معلوم نیس شاید سال دیگم باز دیدمش...این سری با بچه ش! :))

* من خودم ب شخصه نمیتونم همچین پسری با این رفتارارو کنار خودم تحمل کنم

ولی این همه اکتیوی و انرژی مثبتش آدمو وادار میکنه

ک از رفتاراش بدت نیاد یا تحملش کنی ب خاطر لبخندی ک میاره رو لبات !

* قبلش ی خانومی کنارم بود ک از شوهرش جوری زده شده بود

ک کل مسیرو با تلفن بلند بلند حرف میزدو میگف بریدم ،

خسته شدم این چ زندگی مشترکیه میخوام تموم شه و...

ک بعدش این پسره اومد...

داشتم فک میکردم تو ی زمان واحد چقد میتونه زندگی و دید ِ آدما متفاوت باشه!

یکی بالای بالا تو ابرا... یکی ام ...!

برچسب: a10 com,a10 com unblocked,a10 com happy wheels,a10 com soccer,a10 com heart surgery,a10 com trollface quest 2,a10 com trollface quest 5,a10 com color switch,a10 com endless lake,a10 com pokemon, نویسنده: مهدی احمدی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 10:06

صفحه بندی